استاد نوین

یادداشت‌های مسعود نصرتی (نوین)

استاد نوین

یادداشت‌های مسعود نصرتی (نوین)

استاد نوین

دستخط‌های غیرموزونم را در این فضا خواهم نگاشت
برای مطالعه اشعارم به «منشور نفس» تشریف بیارید
http://manshurenafs.ir

آخرین نظرات

کتاب، یار مهربان!

شما رو نمی دونم اما کسی که متکلّم وحده باشه دوست من نیست

یک ورّاج سرگرم کننده است

فقط همین و نه بیشتر!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۳:۰۳
مسعود نصرتی (نوین)

دیشب یه شب غیرمعمول بود
نه می تونم بگم خوب بود و نه بد، فقط می تونم بگم غیرمعمول بود.
چند ماهی میشه که مشتری کتاب های غزل شدم تا شاید بتونم غزل های خودم رو کمی بهتر کنم اما داشت خسته کننده می شد؛ اینکه تو هر حالی هستی بِری سراغ خوندن شعر، عذرمیخوام اما واقعاً احمقانه است.

به پیشنهاد صاحب کتابفروشی کتاب "مزرعه حیوانات" رو خوندم و این سرآغاز یه تنوع مطالعاتی در من شد
نمی دونم دقیقاً کِی بود اما فکر می کنم حدود یک هفته پیش بازم به کیمیا کتاب1 سر زدم و کتاب "بابا لنگ دراز" مثل جادویی در دستان صاحب مغازه من رو به سمت خودش جذب می کرد؛ منم اعتراف می کنم دوام نیووردم و یه دوست جدید به قفسه کتاب هام اضافه شد

دیشب یا همون شب غیرمعمول مذکور، همین کتاب رو گرفته بودم دستم و می خوندم
شاید بعد از امتحان مدار الکتریکی که مجبور شدم تا صبح درس بخونم، این اولین شبی باشه که بدون توجه به ساعت، غرق خوندن شده بودم؛ زیبا بود اما این زیباییش نبود که جذبم می کرد، رویاهای گمشده خودم بود که در فضای داستان موج می زد، حسرتی که این روزها دوباره سر باز کرده و داره انرژی رو از تک تک رگ هام بیرون می کشه
شاید بعداً ازشون براتون نوشتم اما فعلاً ترجیح میدم داغ دل کسی رو تازه نکنم.

دوست داشتم تا سحری فقط می خوندم و می خوندم اما یک لحظه سربرداشتن از کتاب، همان و هجوم خمیازه و سرخود شدن پلک ها، همان!
حالا این که نفهمیدم سحری چی خوردم، بماند!

 


1- یکی از منابع اصلی ارتباط من با دنیای مطالعه
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۲:۵۲
مسعود نصرتی (نوین)


جالب است، نه!؟
دلتنگ چیزهایی بشوی
که هرگز آن‌ها را نداشته‌ای


مسعود نصرتی (نوین)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۱۸:۲۶
مسعود نصرتی (نوین)



دنیایی که تا سراغشان نروی
دوستشان نداشته باشی
همنظرشان نشوی
سراغت نمی‌آیند
دوستت ندارند
....
دنیای دوستی‌های مجازی


مسعود نصرتی (نوین)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۱۶
مسعود نصرتی (نوین)

دست بر دلم مگذار باران
این پنجره آن وقت که نبودی دست از عشقش شست


مسعود نصرتی (نوین)

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۴ ، ۰۲:۵۰
مسعود نصرتی (نوین)



می‌دونم که دیگه از سن من گذشته
می‌دونم که خیلیا مسخره‌ام می‌کنن

اما بعضی وقتا واقعاً دوست دارم بچگی کنم
بچگی!
...
آااای خداجون! دیگه از دنبال حرف مردم بودن خسته شدم
خسته! 


مسعود نصرتی (نوین)



پی‌نوشت:
درج عکس با اجازه عکاس بزرگوار آن بوده است

وبلاگ ایشان:

کبریائیــ . .

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۳۰
مسعود نصرتی (نوین)

شیرزن، زنی است که مردانه در برابر مشکلات می ایستد
زن است نه مرد!
فاطمه سلام الله علیها شیرزن است، زینب سلام الله علیها هم شیرزن است
به دست کدامیک شمشیر دیده‌اید؟!
اولین و والاترین وظیفه یک زن تربیت است
نه رانندگی تریلی، نه کارگری ساختمان، نه قصابی، نه وزارت و نه ...


مسعود نصرتی (نوین)

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۰:۳۰
مسعود نصرتی (نوین)

اشتراک عقایدمان به جای خود

اختلاف سلایقمان هم همینطور

وقتی تو را دوست خواهم خواند که سلایقم را همانگونه که هستند بپذیری


مسعود نصرتی (نوین)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۳۰
مسعود نصرتی (نوین)

می‌خواست اوج تنفرش از شیطان را نشان دهد

با خشم فریاد زد: «لعنت خدا بر شیطان حرامزاده!»

...

ای کاش در لعن‌هایمان هم منصف باشیم


مسعود نصرتی (نوین)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۱۹
مسعود نصرتی (نوین)

ماشینی در کار نیست
این انسان‌ها هستند که با یکدیگر حرف می‌زنند، نظر می‌دهند، درد دل می‌کنند، فریب می‌‌خورند، عصبانی می‌شوند، توهین می‌کنند ...
تنها تفاوتش در یک چهرک1 است، همان نقابی که خیلی‌ها در زندگی روزمره هم به چهره دارند
کجای این فضا مجازی است!؟


مسعود نصرتی (نوین)



1- همان آواتار (Avatar)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۱۶
مسعود نصرتی (نوین)